کد مطلب: 20412
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=20412

آتشکده آذربرزین مهر، خفته‌ای ناپیدا

اَمُرداد

آتشکده آذربرزین ‌مهر به همراه آتشکده‌ی آذرگشسب و آتشکده‌ی آذرفرنبغ، سه آتشکده‌ی سپند (مقدس) روزگار ساسانیان هستند که از این میان آتشکده‌ی آذربرزین ‌مهر، ویژه‌ی دهقانان بوده است. بر پایه‌ی نگاشته‌های برجای‌مانده، این آتشکده در شهر نیشابور خراسان قرار داشته است.

آتشکده‌ی آذربرزین ‌مهر در زبان پهلوی به نام «آتور بورگین میتر» خوانده شده و به معنی «آتش مهر بالنده» است.

آتشکده آذربرزین‌ مهر در کوهستان ریوند بین شاهرود و سبزوار است. مکان این آتشکده را در کوه ریوند نیشابور می‌دانند. از همین روی است که این آتشکده را بنام آتشکده‌ی ریوند نیز می‌شناسند.

تاریخ ساخت آتشکده آذربرزین‌ مهر بسیار کهن است و آن را به زمان اشوزرتشت نسبت داده‌اند.

موبد اردشیر آذرگشسب درباره‌ی آتشکده آذربرزین‌ مهر می‌آورد که: «این همان آتشی است که به روایتی اشوزرتشت در زمان برگزیده‌شدن به پیامبری در دست داشت و دست او را نمی‌سوزاند.»

بهرام پژدو، شاعر زرتشتی در زرتشت‌نامه‌ی خود دراین‌باره می‌گوید:

که آن مهربرزین بدود بود / منور نه از هیزم و دود بود

در بند ۸ از فصل ۱۷ «بندهش» آمده است: «آذربرزین‌مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا این‌که اشوزرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب‌شاه، دینش را پذیرفت، آن‌گاه گشتاسب، آتش سپند را در کوه ریومند در آذربرزین‌مهر قرار داد.»

درجایی دیگر از «بندهش» آمده است: «ریوند کوه در خراسان است (که) آذربرزین‌مهر در آن قرار دارد.»

باز در بندهش آمده است: «کوه گنابد در همان پشت گشتاسبان است، (از) آنجا به طرف ریوند، که محل آذربرزین‌مهر است، نه فرسنگ است به سوی باختر.»

در بخشی از کتاب روایات پهلوی نیز چنین می‌خوانیم که: «هرمزد، آذربرزین‌مهر را بدان پاداش که گشتاسب به دین آمیخته شد به‌گونه‌ی آتش بهرام به پشته‌ی گشتاسبان بنشاند.»

در کتاب بندهش هندی نوشته شده است که گشتاسب به کوه ریوند که پشته‌ی گشتاسبان گویند آن (آذربرزین ‌مهر) را به دادگاه نشانید.

درهرصورت نام این آتشکده در ادبیات دینی زرتشتی، همواره با گشتاسب همراه بوده است.

به‌هرروی از این آتشکده به‌جز در اندک جاهایی، چندان، نام و نشانی در کتاب‌های جغرافیایی و تاریخی نیست درحالی‌که از آتشکده‌ی آذرفرنبغ و آذرگشسب در نگاشته‌های بسیاری یاد شده است.

به گمان برخی، از آن روی از این آتشکده کمتر یادی دیده‌ایم که هنوز برای آن، بنایی نیافته‌اند اما برای دو آتشکده‌ی آذرفرنبغ و آذرگشسب، توانسته‌اند بناهایی را بیابند. البته شاید ملاحظات دینی نیز مطرح بوده و یا ممکن است بنای آذربرزین ‌مهر به‌وسیله‌ی تازیان از میان رفته باشد. همچنان که در تاریخ نیشابور می‌خوانیم:

عبدالله عامر، هنگام فتح شهر، آتشکده‌ی قهندز را ویران می‌کند و به‌جای آن مسجدی جامع می‌سازد. سپس به خواهش زرتشتیان شهر، ساخت آتشکده‌ای دیگر را دور از جامع اجازه می‌دهد که به «کوچه‌ی آتشکده» معروف می‌شود، موضوعی که در دیگر جاهای کشور نیز فراوان سراغ داریم.

اما آنچه هست ریوند و برزین ‌مهر، هر دو وجود داشته‌اند و باید جای آن‌ها را یافت.

با توجه با اوستا و دیگر نگاشته‌ها، ریوند ناحیه‌ای میان نیشابور و سبزوار بوده (که البته نیشابور را هم در برمی‌گرفته است) و چون اشاره به کوهستانی بودن محل قرار گرفتن آتشکده شده، روستای «برزنون» در این منطقه می‌تواند جایگاه این نیایشگاه بوده باشد. چراکه این روستا کوهستانی است و گستره‌ی کوهستانی و تپه‌های بلند و مشرف بر دشت‌های بزرگ می‌تواند جایگاهی مناسب برای بنای یک آتشکده باشد و البته از سوی دیگر نام این روستا که اهالی منطقه آن را «برزنون» می‌گویند شاید همان «برزین» بوده باشد که با گذشت زمان به شکل «برزنون» درآمده است.

به‌هرروی تا زمانی که سندی نوشتاری یا نشانه‌ای از این نیایشگاه کهن یافت نشود، گفته‌ها از روی گمان بوده و هیچ‌یک، سخن پایانی نخواهد بود.

ترزبانان (مترجمان) بندهش و گزیده‌های زاداسپرم و پژوهشگران کوشیده‌اند جایگاه درست این منطقه را مشخص کنند. ازجمله: زنده‌یاد ابراهیم پورداوود، محمدتقی راشد محصل، زنده‌یاد مهرداد بهار، زنده‌یاد احمد تفضلی و زنده‌یاد داوود منشی‌زاده.

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme