کد مطلب: 16716
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=16716

حجت سپهوند

آیت‌الله یزدی جبران کند

اخیراً آیت‌الله محمد یزدی در نامه‌ای به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی از مراجع معظم تقلید نسبت به ملاقات‌های اخیر ایشان واکنش نشان داده است. از روز شنبه که نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی رسانه‌ای شد، از سوی برخی حوزویان، علما، مدرسین، شخصیت‌های مذهبی و سیاسی و حتی اصحاب رسانه با واکنش‌هایی مواجه شد. برخی محتوا و ادبیات نامه را خلاف شأن مرجعیت شیعه دانسته و نسبت به از بین رفتن این جایگاه مهم و تأثیرگذار هشدار دادند. در همین باره «آرمان» با محسن غرویان از مدرسان حوزه و عضو سابق هیئت‌علمی و استاد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، گفت‌وگو کرد. غرویان ضمن ابراز تأسف اظهار امیدواری کرد که کاش هرچه زودتر متن نامه تکذیب شود یا کاش شخص دیگری نگارش آن را عهده‌دار می‌شد. وی از مباحث سیاسی و جهت‌گیری‌های جناحی در بین اساتید و بزرگان حوزه علمیه ابراز تأسف کرد. در ادامه گفت‌وگو با محسن غرویان را می‌خوانید.

ارزیابی شما در رابطه با محتوا و ادبیات نامه شیخ محمد یزدی به حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی چیست؟

آنچه از نامه منصوب به آیت‌الله یزدی برمی‌آید این است که یک نامه سیاسی است؛ یعنی تعابیر و کلمات و واژه‌هایی که در نامه به‌کار رفته است، کاملاً نشان می‌دهد که با اهداف و اغراض سیاسی نوشته است. متأسفانه نامه محتوای خوبی ندارد و نمود بیرونی آن، چنین است که اشخاصی برای مراجع و مقام مرجعیت تعیین تکلیف می‌کنند. این کار و این نوع ادبیات صورت خوشی ندارد و برخلاف سنت علما و خلاف سنت حوزه‌های علمیه بوده است. مراجع عظام در رأس امور هستند. به نظرم این نامه را باید مسئله‌ای فراتر از فاجعه فیضیه قم دانست. یادمان هست که آیت‌الله مکارم شیرازی در رابطه با حادثه مدرسه فیضیه قم عنوان کردند که آن حادثه یک فاجعه بود. در فیضیه یک شخص مکلّا حرفی را علیه مرجعیت بیان کرده بود اما در اینجا یک عالم و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مسئول این تشکل نامه‌ای با چنین عباراتی نوشته و با لحن تهدیدآمیز یکی از مراجع تقلید را مخاطب قرار داده است.

نوع عکس‌العمل‌ها و واکنش‌ها به محتوای نامه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شاهد بودیم که برخی از اعضای جامعه مدرسین پس از اطلاع از محتوای نامه، استعفا دادند. باید مراجع عظام عکس‌العمل نشان داده و به این افراد تذکر بدهند. فضلا، مدرسین، محققین و… واکنش نشان بدهند تا فتح بابی برای هتک مرجعیت نشود. نکته دیگر این است که بزرگانی مانند آیت‌الله یزدی باید معلم اخلاق باشند و تذکراتی را که خودشان به طلاب می‌دهند باید رعایت کنند. این ادبیات و نحوه نگارش نامه به بزرگان و مراجع، سابقه نداشته است. به‌هرحال چنین نامه‌ها و ادبیاتی جای تأسف دارد. امیدوارم که نامه نوشته ایشان نباشد و اصل نامه تکذیب شود.

مستحضرید که آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی در مسائل سیاسی کشور دخالت صریح ندارند. آیا دیدارهای اخیر می‌تواند مستمسکی برای نوشتن چنین نامه تندی به ایشان باشد؟

بله احتمال این امر وجود دارد. بر همین اساس است که عرض می‌کنم ممکن است این نامه سیاسی و سوگیری سیاسی داشته باشد. به‌هرحال این نامه در محتوای خود چنین شائبه‌ای را دارد. این نامه می‌تواند عکس‌العملی باشد در برابر نوع تعامل آیت‌الله شبیری زنجانی با مسائل سیاسی. البته مرجعیت همیشه در طول تاریخ حوزه‌های علمیه، یک مقام فراتر از جناح‌های سیاسی بوده است. اکنون آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی هر شب در حرم حضرت معصومه (س) نماز مغرب و عشاء را اقامه می‌کنند. ایشان جایگاه پدری و بزرگی برای همه احزاب و گروه‌های سیاسی، شخصیت‌ها و افراد مختلف داشته و دارند. اساساً مرجعیت همواره این‌گونه بوده است. نباید در برابر نشست یا هم‌نشینی ایشان با افرادی که شاگردان حضرت آیت‌الله شبیری بوده‌اند؛ امثال آقای رئیس دولت اصلاحات یا دیگران، چنین رفتاری داشت. رئیس دولت اصلاحات شاگرد ایشان بوده‌اند و به دیدار استاد خود رفته‌اند. اینکه بیایم یک دیدار ساده شاگرد و استاد را با چنین تعابیری نقد کنیم، موضوعیت ندارد. تمام اشکالات بازمی‌گردد به لحن تند نامه نسبت به یک مرجع تقلید. این درحالی است که پیامبر اسلام (ص) پیغمبر اخلاق بوده است. إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق. در روایت داریم وَقروا کبارکُم یعنی بزرگان خود را احترام کنید، تکریم کنید، شخصیتشان را حفظ کنید. این‌ها مطالب و مسائلی است که امثال آیت‌الله یزدی به ما طلبه‌ها آموخته‌اند حال چطور شده است که خود ایشان این آموخته‌ها را رعایت نمی‌کنند؟ به نظرم این تعابیر و عبارات و رفتارها خوب نیست. باید بزرگان و مراجع عظام یک تذکری به آقای یزدی بدهند تا اثرات منفی در رفتار و گفتار و اعمال حوزویان نداشته باشد.

در حوزه علمیه قم و در بین همه طلاب و فضلا، موقعیت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی فارغ از مباحث سیاسی مشخص و فوق‌العاده موردتکریم است. با این احوال نگارنده نامه قصد سیاسی داشته است؟

البته امیدواریم این اتفاق غفلت بوده باشد. مقام علمی و فقاهتی و به‌خصوص چهره رجالی آیت‌الله شبیری زنجانی شهره عام و خاص، محققین، فضلا، دانشگاهیان طلاب و اساتید است. در حوزه علمیه ایشان را به تحقیق و پژوهش به‌ویژه در علم رجال می‌شناسند. سابقه تدریس و تدرّس ایشان معلوم و مشخص است. جایگاه علمی ایشان محفوظ است. امیدواریم تنها غفلتی بوده باشد از سوی نگارنده نامه.

در شهر قم یا در مدرسه فیضیه همواره شاهد تجمعات و مراسم‌ها و مسائل حاشیه‌ساز بوده‌ایم. اخیراً هم در فیضیه تجمعی صورت گرفت و شعارها و دست‌نوشته‌هایی را شاهد بودیم که به استخر فرح معروف شد. چرا فضای حوزه علمیه قم به این سمت حرکت کرده است که از طلبه‌های جوان تا اساتید شناخته‌شده‌ای مانند آیت‌الله محمد یزدی چنین رفتارهایی دیده می‌شود؟

در قم یک ظاهری است و یک باطنی. در ظاهر چنین است که یک عده‌ای می‌خواهند تمام امورات حوزه را در جهت اهداف سیاسی یک جریان سیاسی در دست بگیرند؛ این جریان سیاسی را هم همه می‌شناسند که یک روحیه افراطی‌گری دارند و می‌خواهند با همین روحیه امورات حوزه علمیه قم را بچرخانند. این حرکت‌ها هم ادامه این جریانات است اما باطن حوزه این نیست. برخی از علما و بزرگان مثل آقای یزدی هم گاهی همسویی با آن جریان و دلواپسان دیده می‌شود. درواقع باطن حوزه علمیه قم چنین نیست، داستان مفصلی دارد که باید در فرصت مناسب‌تری به آن پرداخته شود.

درمجموع نگاه غالب حوزویان به این مسئله چیست؟

شأن آیت‌الله شبیری زنجانی در میان حوزویان مانند دیگر آیات عظام از چنان جایگاه ویژه‌ای برخوردار است که افکار عمومی حوزویان با تذکر دادن چهره‌هایی حتی مانند آیت‌الله یزدی بسیار بااحتیاط برخورد می‌کند و در اغلب موارد آن را نمی‌پذیرد. لذا شما می‌بینید که طی دو روز اخیر علما، فضلا و حتی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم انتقاد می‌کنند و متذکر می‌شوند که ما چنین توقع یا انتظاری نداشتیم که آیت‌الله… یزدی به یک مرجع تقلید چنین نامه‌ای با چنان ادبیاتی بنگارند. به‌هرحال آن نامه خارج از حد بوده و مقامات و مراتب حفظ نشده است.

این نامه و واکنش‌هایی که شاهد بودیم ممکن است این سوءتفاهم را ایجاد کند که در بین بزرگان حوزه اختلاف وجود دارد. این مباحث را در جامعه و توده مردم چگونه می‌توان توضیح داد که از شکل‌گیری سوءتفاهم جلوگیری شود؟

رفع‌ورجوع کردن و برطرف کردن چنین مسائلی در سطح جامعه کار سختی است. ای‌کاش چنین نامه‌ای به‌صورت شخصی و خصوصی مطرح می‌شد و رسانه‌ای نمی‌شد. متأسفانه اکنون جامعه ما به‌جایی رسیده است که همواره باید از ای‌کاش‌ها حرف بزنیم که ای‌کاش چنین نمی‌شد، ای‌کاش این مسئله آن مسئله رخ نمی‌داد. بداخلاقی در کشور افزایش یافته است. گاهی در بین علما و بزرگان هم بداخلاقی وجود دارد. متأسفانه این‌ها ناشی از غلبه سیاست بر اخلاق است. درست است که می‌گوییم پیامبر اسلام (ص) برای بسط اخلاق مبعوث شده است، اما متأسفانه اکنون زمانه‌ای شده است که همه مسائل و همه حوزه‌ها تحت شعاع سیاست قرار گرفته است و سیاست زدگی در جامعه گسترش یافته است. این‌ها همه از آفات جامعه است که برطرف کردن و زدودن این رفتارها از جامعه سخت خواهد بود.

آیت‌الله یزدی، دیدارهای اخیر آیت‌الله شبیری زنجانی را عنوان کرده و هشدار داده‌اند که دیگر تکرار نشود.

ما هم‌چنین سؤالاتی داریم. آنچه ما از رابطه مقام معظم رهبری با حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی می‌دانیم، رابطه بسیار دوستانه و خوبی است و در سفر اخیر ایشان به تهران هم آقای شبیری با رهبری هم دیداری داشته‌اند. به‌هرحال سؤالات و شبهاتی وجود دارد که باید خود آیت‌الله یزدی پاسخ داده و رفع شبهه کنند و در بیانیه‌ای توضیح دهند. این نسبت‌هایی که در نامه به آیت‌الله شبیری داده شده است و یا به شخصیت‌های دیگر، باید پاسخ بدهند. به‌هرحال این موارد مورد سؤال است و این نسبت‌ها باید شواهد، دلایل، مستندات و ادله‌ای داشته باشد و ارائه شود وگرنه برای شخصیت آیت ا… محمد یزدی هم مناسب نیست که چنین نسبت‌هایی بدون دلیل و مستندات کافی به افرادی زده شود و بدون پاسخ مناسب همچنان مورد سؤال بوده و باقی بماند. ان‌شاءالله که این نامه فتح بابی در این زمینه نباشد. حتماً آقای یزدی این واکنش‌ها و برخوردها را دیده و خوانده‌اند. شاهد بوده‌ایم که از سوی طلاب، علما، مدرسین، مراجع عظام واکنش‌هایی صورت پذیرفته است که آقای یزدی هم دیده‌اند و امیدواریم ایشان به توصیه استاد خود حضرت امام خمینی (ره) عمل خواهند کرد. اکنون مسئولیت سنگینی بر عهده ایشان است. امیدواریم که طلبه‌ها باتقوا، این مسئله و اتفاق را مدیریت کرده و عکس‌العمل مناسب و درخور شأنی داشته باشند. باید گفت که نباید این‌گونه اختلاف‌ها به‌صورت آشکار در میان افکار عمومی ظاهر شود و اگر فردی انتقاد یا نظری را دارد باید به شکل محرمانه به فرد موردنظرش آن نظر را برساند اما افراد از طریق دیگر دست به این کارها می‌زنند و واقعاً جای تعجب دارد. وجود رقابت‌های ناسالم جناحی در میان برخی از حوزویان باعث اختلاف میان آن‌ها می‌شود؛ اما آیت‌الله شبیری زنجانی در میان حوزویان از شخصیت‌هایی هستند که چهره‌شان بیشتر فقاهتی است و در کارنامه خود موضوعات پژوهش و تحقیق می‌درخشد.

ما در بسیاری از زمان‌ها شاهد برخی از نظرات حتی در مورد حضور خانم‌ها در ورزشگاه‌ها بودیم، نظرتان دراین‌باره چیست؟

نگاه کردن با نیت گناه به بدن نامحرم، اشکال شرعی دارد، اما اگر افرادی برای تماشای ورزش به ورزشگاه می‌روند نیت التذاذ حرام ندارند. این افراد برای تماشای بازی و ورزش به ورزشگاه می‌روند نه آنکه قصد گناه کردن داشته باشند. اگر این حضورها به‌قصد گناه باشد چه مرد و چه زن که به ورزشگاه بروند حرام است. به‌هرحال آن نیت گناه مهم و شرط اساسی است.

بنابراین شما معتقدید که اگر نیت گناه در بین نباشد، حضور زنان در ورزشگاه‌ها مشکلی ندارد؟

اگر آقایان و خانم‌ها قصد یک تفریح سالم را داشته باشند و در این میان اگر تحرک و نشاط وجود داشت باشد گناه نیست و اساس مشکل شرعی ندارد، مگر اینکه کسی نیت سوء داشته باشد. نمی‌توان همه را متهم کرد که به‌قصد گناه به ورزشگاه‌ها می‌روند.

چرا برخی از افراد حضور زنان در ورزشگاه‌ها را با گناه یاد می‌کنند؟

برخی از افراد تفسیرهای روشنی در این زمینه ندارند و این موضوع را به سمت نگاه‌های شهوت‌آلود می‌برند. لذا در اینکه شاید نیت، دیدگاه و نگاه خود را افشا می‌کنند و آن حتماً نیست گناه است، باید کمی تأمل کرد. این درست نیست و نباید همه مردم را با این دید نگاه کرد که همه به‌قصد گناه می‌روند؛ بنابراین نگاه کردن به ورزش و حرکاتی که بازیکنان انجام می‌دهند، گلی می‌زنند یا شادی می‌کنند، اشکالی ندارد. اگر اشکالی باشد باید در بازارها، پارک‌ها و خیابان‌ها هم گرفته شود. این مواجه بودن و روبه‌رو شدن مردان و زنان در مکان‌های عمومی نیز وجود دارد و آیا می‌توان این موارد را نیز گناه محسوب کرد؟ حتی در مراسم حج نیز بدین‌گونه است، آیا می‌توان گفت که خانم‌ها نباید در مراسم حج شرکت کنند، چراکه بدن مردان عریان است. به‌هرحال اگر درست تحلیل شود نیت گناه چون در نگاه به ورزش نیست، مشکلی ندارد.

بحث دیگری که اخیراً مطرح است قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان می‌باشد؛ اما شاهد این موضوع هستیم که در برابر آن مقاومت می‌شود؟

افرادی که پس از چند سال به سن بازنشستگی می‌رسند حتماً توان و انرژی لازم برای انجام امور را ندارند و مانند گذشته آن انرژی فیزیکی یا فکری‌شان کاهش پیدا می‌کند، بنابراین طبیعی است که این افراد باید جای خود را به نسل جدید بدهند. ازاین‌جهت قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان مطابق جریان چرخش نخبگانی که در سایر کشورها وجود دارد است. نکته دوم آن است که جوانان روزبه‌روز دارای تحصیلات عالیه شده و سپس به صحنه خدمت به جامعه واردشده و باید برای اشتغال جوانان فضا باز شود تا آن‌ها شاهد ثمره تلاش و تحصیل خود باشند و بتوانند درآمد و شغلی داشته باشند و به جامعه خدمت کنند.

گفته می‌شود که از مزایای اجرایی این قانون این است که در آینده نزدیک شاهد حضور جوانان در مدیریت کشور هستیم.

اشتغال یکی از مسائل و بحران‌های اقتصادی کشور است و یکی از راه‌حل‌ها آن است تا افراد بازنشسته صحنه را خالی کرده و جا را به فرزندان جوان خود دهند. نکته‌ای که نباید فراموش کرد آن است که از تجربه و علم و دانش بازنشستگان و افراد مجرب و مسن‌تر باید استفاده شود.

طبق این قانون بازنشستگان باید تا ۲۰ روز آینده از کرسی‌های خود کنار بروند.

بسیاری از این افراد ازجمله ۱۴ استاندار بازنشسته کنار نرفته و کارها را به مدیر جدید واگذار نمی‌کنند. درباره چرایی این ابهام باید اذعان داشت که شاید مصالحی وجود دارد که بعد از زمان تعیین‌شده، قرار است از وجودشان استفاده شود و این همان جزئیاتی است که وزیر کشور از آن‌ها مطلع است و باید در این زمینه روشنگری کند. بهتر است بازنشستگان ازجمله استانداران، مدیران و افرادی که مشمول این قانون هستند خودشان از این قانون استقبال کنند و فضا را برای جوانان باز کنند و این امر پسندیده‌ای در کارنامه آن‌ها ثبت خواهد شد. یکی از نمایندگان مجلس اعلام کرده است که اگر افرادی شامل این قانون هستند در موعد مقرر کنار نروند، جرم محسوب می‌شود و ان‌شاءالله چنین چیزی در میان نباشد و سر موعد مقرر افراد جای خود را به نسل جوان بدهند و کار به آنجا کشیده نشود که شخصی مجرم تلقی شده و برخورد قضائی لازم باشد.

 

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme