کد مطلب: 16289
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=16289

حمید ابارشی

افتخارم به شاگردی شهید مطهری است و مفتح و دکتر حائری یزدی و حلال آشتیانی

مانند کلاس درسشان آرام حرف می‌زدند. شمرده. حرف کشیدن از ایشان کار دشواری بود. پیشنهاد می‌کنم آنان که کم رو و خجالتی تشریف دارند به کار روزنامه‌نگاری بپردازند. آدم را مجبور می‌کند روی کم را کنار بگذارد و حرفش را بزند!

دانشگاه خدمتشان رسیدم. همان توی کلاس درس بساط چایشان به راه بود.

با روی خوش، اجازه عکس گرفتن ندادند!

توی کلاس کمتر خنده ایشان را دیده بودم (می‌ترسم بگویم ندیده بودم!) اما اینجا وقت پرسیدن دو سه تا از سؤالات خندیدند؛ کلاً آدم آرامی هستند.

ماحصل صحبت با دکتر حسینی بهروان همین است. کم‌وزیادش را به بزرگواری‌تان ببخشایید.

  1. در یک جمع غیررسمی قرار به معرفی خودتان دارید.

* حسین بهروان هستم. متولد روستای خسروآباد هستم. لیسانس را در مشهد گرفتم، ارشد و دکتری را در تهران گرفتم. آموزش‌وپرورش در سال ۱۳۵۰ ما را استخدام کرد. گلپایگان هم بودم و گرمسار و سبزوار. در سال ۱۳۶۰ هم معاون آموزش‌وپرورش بودم و از سال ۱۳۶۳ به‌صورت نیمه‌وقت با دانشگاه همکاری می‌کردم تا ۱۳۸۰ و بعد از آن…

  1. ابلاغ وزارت علوم را برایتان زده‌اند. اقدام یا اقدامات؟

* در سال ۱۳۶۳ حکم ریاست دانشگاه تبریز را هم برایم زدند اما در آن زمان دو دانشگاه در سبزوار تأسیس شده بود؛ ترجیح دادم در همین‌جا فعالیت کنم. علاقه‌ای به پست ندارم. بیشتر تدریس و تحقیق را دوست دارم.

  1. آخرین کتابی که خوانده‌اید؟

* ترجمه و شرح «فصول‌الحکم» ابن عربی

  1. چرا مردم مملکت ما مطالعه نمی‌کنند یا کم مطالعه می‌کنند؟

* سؤالی است که باید با تحقیق جواب آن را بدهم. فی‌المجلس چیزی به ذهنم نمی‌رسد.

  1. قرار شام با یک نفر و دو ساعتی کنار او نشستن.

* شهید مطهری. مرحوم شهید مفتح. مرحوم دکتر مهدی حائری یزدی. مرحوم سید جلال آشتیانی که افتخار شاگردی این بزرگواران را داشته‌ام.

  1. هم‌سلولی برای یک سال چه کسی؟ برای ده سال؟

* طبیعتاً دوست دارم از اهالی خرد و دانش باشند؛ به‌خصوص رشته الهیات و بازهم به‌ویژه رشته فلسفه. چه خوب است که اساتیدم باشند.

  1. یک تریبون در اختیار شماست و قرار است دو دقیقه تمام مردم دنیا صدای شما را بشنوند.

* [اینجا سرشان را پایین انداختند و بعد از مدتی فرمودند:] الآن چیزی به نظرم نمی‌رسد، بایستی بیشتر فکر کنم.

  1. هنگام عصبانیت؟

* هر کسی ممکن است عصبانی شود. بلند می‌شوم و چند قدم راه می‌روم؛ و یکی از عادات بخصوصی که دارم این است که عصبانیتم زود (جمله ناقص است)

  1. ذکری، آیه‌ای یا بیتی که موقع گرفتاری‌ها آرامتان می‌کند؟

* افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد (آیه قرآنی)

  1. (بعد از ۱۲۰ سال) دوست دارید روی سنگ مزارتان چه بنویسند؟

* از من به‌عنوان یک فقیر و خاک‌پای مولا علی یاد شود و نوشته شود.

  1. با کدام سوره قرآن بیشتر مأنوسید؟ چرا؟

* همه سوره‌ها در جایگاه بسیار ارزشمندی هستند و لا ریب فیه…

تا جایی که بتوانم قرآن می‌خوانم و تأمل می‌کنم اما بیشتر روی سوره توحید.

  1. یک کامیون خریده‌اید؛ پشتش چه می‌نویسید؟

* عجله کار شیطان است.

  1. چهار کلمه حرف با جوان‌ها…

اولین سخن ما دعوت به توحید و رعایت اخلاق و عمل به احکام دین. رعایت بهداشت و سلامت روح و جسم.

  1. اگر فردا دنیا تمام شود چه کار یا کارهای نکرده‌ای دارید؟

* خیلی کارهای بایستی انجام می‌دادیم و انجام ندادیم. از همه مهم‌تر توبه است و استغفار، رعایت حقوق دیگران، رفع مظالم و قضای عبادات و …

  1. قرار است به جایی دور سفر کنید. (البته آنجا اسباب زندگی مهیاست) چه چیز با خودتان برمی‌دارید؟ (۳ مورد)

* قرآن و نهج‌البلاغه؛ چیز دیگری به ذهنم نمی‌رسد.

  1. ذکر خیری از …

* پدر و مادر طبیعتاً در صدر هستند و سپس معلمین و اساتید و کسانی که منشأ خدمات بوده‌اند.

  1. وارد یک جمع شده‌اید و بحث سیاسی داغ است.

* این چیزهایی است که باید بدان فکر کرد. کلاً آدم سیاسی نیستم.

  1. سفارش به مسئولان شهر سبزوار…

* به مسئولیت‌های شرعی و قانونی‌شان عمل کنند؛ همین!

  1. آخرش چه می‌شود؟

* قبل از آخر دنیا، ظهور حضرت حجت خواهد بود انشاا…

بعد از آن هم دار مکافات

 

*منتشر شده در شماره ۲۵ هفته نامه ستاره شرق

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان
theme