کد مطلب: 17135
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=17135

کاوه معین‌فر

بهروز افخمی و صادق هدایت

صادق هدایت را خوشبختانه نمی‌توان از تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران حذف کرد، با تأسف بسیار اگر از آقای افخمی چشم بپوشیم اتفاق خاصی در تاریخ سینما و فرهنگ این مملکت نمی‌افتد.

در چند روز گذشته ویدیویی از بهروز افخمی در مصاحبه با برنامه «رادیکال ۳» شبکه ۳ تلویزیون بسیار جنجال‌برانگیز شده و اظهارنظر افخمی درباره صادق هدایت به بحثی داغ تبدیل گشته است.

افخمی در این ویدیو اظهار می‌کند: «چیزهایی در مورد صادق هدایت هست که کم‌وبیش همه می‌دانند ولی در مورد صادق هدایت به‌وسیله روشنفکران و کسانی که هوادارش هستند، سانسور شده است و به‌هیچ‌وجه به آن اشاره نمی‌شود این مسئله، تمایلات همنجس‌خواهانه یا همنجنسگرایانه یا هر چیزی است که در حال حاضر عنوان دگرباشی را برایش برگزیده‌اند.»

و در ادامه اضافه می‌کند: «وقتی ما چنین مسئله‌ای را در مورد صادق هدایت بدانیم، نگاهمان به داستان‌ها کلاً تغییر کند و متوجه خیلی چیزها شویم که اگر این ندانیم، معنایش را نمی‌فهمیم. مثلاً چرا اینکه در داستان‌های هدایت زنان یا نفرت‌انگیز هستند یا رقت‌انگیزند و یا اثیری هستند یعنی موجوداتی خیالی‌اند.»

در این چند روز انواع تائید و تکذیب درباره سخنان افخمی منتشر گشته است، چند سایت  هم با انواع و اقسام دلایل سعی در اثبات ادعای افخمی داشتند و از طرف دیگر اهل‌قلم، هنرمندان و … واکنش نشان داده و یک فضای دوقطبی موافق و مخالف شدید شکل گرفت. مثلاً روزنامه جوان و سایت مشرق از این سخن استقبال کردند ولی اهالی هنر در مقابل این اتهام اثبات نشده ایستادند؛ ازجمله حامد عنقا فیلم‌نامه‌نویس چنین نوشت: «این دوست کارگردان بزرگوار من به چه سند جدیدی دست پیداکرده که قبل از او اَنجَوی شیرازی‌ها و مصطفی فرزانه‌ها و دکتر کاتوزیان‌ها دست پیدا نکرده‌اند و شما همین دیشب دفترچه خاطرات این نویسنده مبنی بر اینکه تمایلات خیلی خاصی داشته چطور به دستت رسیده و او را رسوا و همه را از ناآگاهی خارج کرده‌ای؟ راه‌های بهتری برای جلب‌توجه هم وجود دارد. همین دوست عزیز فیلم‌ساز که واقعاً یکی از کارگردان‌های محبوب من است یکی از منتقدان کسانی است که از رسانه‌ها به‌عنوان پاپاراتزی استفاده می‌کنند، خودت پاپاراتزی نیستی؟»

مرجان شیرمحمدی (نویسنده و بازیگر) همسر بهروز افخمی هم در مورد حرف‌های او نظری ارائه نداد اما درباره بحث‌های مطرح‌شده اعلام کرد: «ما برخلاف ادعاهایمان که دموکراسی را دوست داریم و می‌خواهیم جامعه‌ای دموکراتیک داشته باشیم، عمیقاً در مقابل این ادعا هستیم و هرکدام در وجود خود یک دیکتاتور کوچک داریم که دوست دارد آنچه خود دوست دارد از سوی دیگران تأیید شود.»

و روزنامه‌نگار باسابقه دکتر حسن نمکدوست توئیتی منتشر کرد که: «من نه متخصص گرایش جنسی هستم و نه ادعای آقای بهروز افخمی را اهانت به صادق هدایت می‌دانم. آنچه می‌دانم این است صادق هدایت را خوشبختانه نمی‌توان از تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران حذف کرد. با تأسف بسیار اگر از آقای افخمی چشم بپوشیم اتفاق خاصی در تاریخ سینما و فرهنگ این مملکت نمی‌افتد.»

بهروز افخمی البته در بیان این دست اظهارنظرها سابقه طولانی دارد، او عادت دارد گاهی حرف‌های بحث‌برانگیز بگوید و حتی تا آنجا که می‌تواند بزرگ‌ترها را هدف بگیرد، مانند حمله به اسکار اصغر فرهادی و مواضع تند و نیز درباره حمایت جایزه کن از دگرباشان و هم‌جنس‌گرایان و …

این بار ماجرا فرق می‌کند. بحث سلیقه و ذائقه یا نقد سینمایی و ادبی مطرح نیست. پای تاریخ ادبیات وسط است و حمله به معروف‌ترین داستان‌نویس ایرانی که از مرگ خودخواسته‌اش ۶۸ سال گذشته است.

نکته مهم این است که هرکسی حق اظهارنظر دارد اما نمی‌توان بدون استناد و بدون این‌که اساساً ضرورتی باشد، چیزی را به کسی نسبت داد؛ خاصه آن‌که آن فرد در قید حیات نباشد و طبیعتاً امکان دفاع نداشته باشد.

نکته دیگر این‌که با خواندن آثار یک نویسنده نمی‌توان درباره خصوصیات شخصی و فرازوفرودهای زندگی شخصی‌اش قضاوت کرد حتی با توسل به لایه‌های زیرین آثار.

مانند آن است که بگوییم چون آگاتا کریستی درباره کشف معما و قتل این‌همه داستان جنایی نگاشته است، خود او هم تمایل به انجام اعمال جنایتکارانه داشته یا جانی بوده است!

و از همین راه می‌توان با استناد به شخصیت‌های فیلم‌های افخمی خود او را موردبررسی قرار داد و این خطرناک و دور از عقل است. نه‌فقط برای افخمی بلکه برای تمامی رویاسازان و خیال‌پردازان دست‌به‌قلم جهان.

 

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان
theme