کد مطلب: 13714
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=13714

گزارشی تحلیلی، در پاسخ به هجمه تریبون‌ها و رسانه‌های شهر که دولت دوازدهم را به بهانه لایحه بودجه، هدف قرار داده‌اند.

لایحه بودجه و #حق_دانستن

علی ششتمدی

قرارمان این بود که در هفته‌نامه ستاره شرق، به‌عنوان یک نشریه محلی، اختصاصاً به مسائل منطقه بپردازیم و مسائل ملی را وا‌بگذاریم به رسانه‌های ملی. این یک‌بار را کمی از هدفمان می‌گذریم و هرچند باز هم سعی می‌کنیم از دریچه دید محلی به مسئله نگاه کنیم، اما می‌رویم سراغ مسئله لایحه بودجه. مسئله‌ای که این روزها، حجم زیادی از تریبون‌ها، رسانه‌ها و اشخاصِ سبزواری، در مورد آن صحبت می‌کنند و اگر تنویر افکار عمومی به‌موقع و با تحلیل منطقی انجام نشود، ممکن است شهروندان بسیاری از این هجمه‌ها را باور کنند.

فهمیدن

اولین و بزرگ‌ترین اتفاق بی‌نظیری که در این هفته‌ها افتاد، مسئله «فهمیدن» است. کمی خاطراتمان را مرور کنیم: لایحه بودجه، به چه شکلی تقدیم می‌شد و ما چقدر از آن می‌فهمیدیم؟ احتمالاً یک تصویر چندثانیه‌ای از لحظه تحویل آن به رئیس مجلس که در اخبار ساعت ۲۱ پخش می‌شد و چند جمله کلی! بعد هم بدون سروصدا می‌شد و بعد بدون انتشار اخبار زیاد در رسانه‌ها، بخش‌های کمی از آن اصلاح و در نهایت بودجه تصویب می‌شد و ما احتمالاً در بخش اخبار کوتاهِ خبرِ ساعت ۲۱، می‌شنیدیم که با فلان تعداد رأی تصویب شد!

حالا چه شده که در سطح عمومی و از سطح کارشناسان گرفته تا کسانی که هیچ تخصصی در مورد اقتصاد ندارند، صحبت از لایحه بودجه شنیده می‌شود؟ درست است که حجم زیادی از این صحبت‌ها شکل نقد دارد، اما بپذیریم که این سطح پرداختن به مسئله بودجه، در تاریخ سیاسی کشورمان بی‌سابقه است!

متن لایحه بودجه وارد فضاهای دانشگاهی و فضاهای عمومی شده و به لطف فضای مجازی، به‌راحتی دست‌به‌دست می‌چرخد. فردی که بخواهد، صحبت‌ها و تحلیل‌ها را رصد کند، می‌تواند به‌راحتی به متن آن دسترسی پیدا کند و مستقیم صحت و میزان منطق تحلیل‌ها را بررسی کند.

شاهکار

بزرگ‌ترین دستاورد روحانی در گام اول، همین نکته بود. تحقق شعار «دانستن حق مردم است.» در این شرایط نه‌تنها پشیمان نیستیم که وقت آن است تا از روحانی دفاع کنیم. در فضای سیاسی جامعه ما که حجم زیادی از حرف‌های بدون عمل، طرح و گفته می‌شوند، روحانی بدون جنجال و تبلیغ، یک شعار مهم را محقق کرد. در گام اول در مقابل فیلترینگ فضای مجازی یک‌تنه مقاومت کرد (عملی که به‌راحتی در سال‌های گذشته انجام می‌شد و اصلاً قباحتی نداشت) و ایرانی‌ها را با لذت درک جهان جدید آشنا کرد. نکته‌ای که طلایی‌ترین عبارت رئیس‌جمهور در اجلاس حقوق شهروندی، به آن تأکید داشت:

«مگر جز این راه، راه دیگری برای جلوگیری از فساد وجود دارد؟ اگر صدها دستگاه مبارزه با فساد ایجاد کنیم و ده‌ها دادگاه با فساد مبارزه کنند نمی‌توانیم فساد را ریشه‌کن کنیم مگر آنکه مردم به‌طور شفاف ببینند که ما مشغول چه کاری هستیم… باید نورافکن روی ما باشد و باید همه ما را مشاهده کنند. من در طول ۴ سال و نیم گذشته، ماهی نبوده که نایستم و با ارگان‌های مختلف صحبت نکنم؛ هر روز می‌گفتند که اینجا و آنجا را ببندیم و فیلتر کنیم.»

باز گذاشتن فضای مجازی، جسارت زیادی را می‌طلبید. حجم زیادِ انتقادات و دستاویزهایی که رقبای سیاسی او، با استفاده از آن‌ها بر هر تریبونی داد سخن می‌دهند، هزینه‌ای است که دولت بابت دستیابی به شفافیت پرداخته است. مگر نمی‌شد مثل سال‌های قبل، درک مردم و متخصصان از پوشه دربسته لایحه بودجه، به همان چند تصویر پخش‌شده از اخبار ساعت ۲۱ محدود شود؟

بودجه، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان برنامه‌ریزی حکومت، اکنون زیر ذره‌بین مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است. آیا می‌توان از کنار این دستاورد بزرگ به‌راحتی و با بی‌اعتنایی گذشت؟ هر چند به روحانی نقد داریم و طبیعی است که به کار رئیس‌جمهور نقدهای زیادی وارد شود، اما آیا همیشه چنین راحتی و آزادی را در نقد رئیس‌جمهور داشته‌ایم؟ این مسئله در سایه چه دستاوردی به دست آمده است؟

دنبال خروجی وعده‌های روحانی بودیم، این هم یکی از بزرگ‌ترین خروجی‌ها: شفاف‌سازی! طبیعی است که تنها راه بقا و دوام یک حکومت مبتنی بر دموکراسی، شفاف بودن است. تنها در قالب این مسئله است که فساد موجود در گردش اقتصاد مبتنی به نفت و منفذهای موجود در ساختار اداری، بی‌اثر می‌شود.

سرنوشت پول‌ها

نکته بسیار مهمی که در اولین تجربه شفاف‌سازی بودجه بروز کرد، این بود که مردم فهمیدند چرا وضعیت اقتصادی به این شکل است. به تعبیر عامیانه‌تر «فهمیدند پول‌ها کجا خرج می‌شود!»

طبیعی است که بعضی هزینه‌های ثابت در تمام این سال‌ها در بودجه مصوب می‌شد و کسی هم نه به آن‌ها نگاهی می‌انداخت و نه دلیلی احساس می‌شد که مردم از ماهیت آن‌ها اطلاع داشته باشند. روحانی به شکل مشخصی، به بعضی دریافت‌کننده‌های بودجه «زورش نرسید» اما مردم به‌وضوح دیدند چه کسانی، میلیاردها تومان هزینه از بیت‌المال دریافت می‌کنند بعد از آن‌طرف، شب و روز مشغول نقد و تخریبِ دولتِ منتخب مردم هستند. ارگان‌ها و مؤسساتی که گاهی در قامت یک ستاد تبلیغاتی، از یک نامزد یا جریان خاص هم حمایت می‌کنند!

خود انتقادی

اینکه بدانیم پول‌ها کجا می‌رود، ظرفیت انتقادی شگفت‌انگیزی را در اختیار ما قرار می‌دهد. خود دولت هم موردنقد قرار می‌گیرد و می‌تواند با دقت بیشتری بر بخش‌های مختلف کارش نظارت کند. دریافت نظرات مردم و نقدها، اتفاقی بی‌نظیر است که با هیچ موهبت دیگری نمی‌توان آن را جایگزین کرد. آنچه باید از آن ترسید، نقد و انتقاد نیست، بلکه سکوتی است که از «ناآگاهی» عموم و منتقدان حاصل می‌شود!

این خود انتقادی ابعاد گسترده دیگری هم دارد. در مرحله فعلی، کار بودجه تمام نشده و تازه این پرونده در دست نمایندگان ملت قرار دارد. یک فرصت دیگر برای نظارت بر منتخبان. باید ببینیم آیا مجلس ـ که شرایط واقعی اقتصاد را می‌شناسد ـ همین برنامه را با تعدیل‌هایی می‌پذیرد یا سراغ گزینه‌های غیرمنطقی و ناسازگار با درآمدها و هزینه‌ها می‌رود؟

سؤال دیگر اینک آیا مجلس و دیگر نهادها ـ انتصابی و انتخابی ـ جسارت و شهامتی از جنس دولت دارند که محصول کار خود را در معرض دید عموم و نقد آزادانه کارشناسان و متخصصان قرار دهند؟ اگر این اتفاق سرایت یابد، نوید روزهایی خوب و فارغ از مشکلات ساختارِ اداری را به ما خواهد داد.

نقدها و مدح‌ها

نظرات مختلفی درباره بودجه منتشر می‌شود. این چند گزاره، چکیده مهم‌ترین نکات بودجه است. البته نکات کلان مربوط به آن نه جزئیاتی مانند عوارض خروج و مسائلی که بیشتر شبیه بهانه‌گیری‌های سیاسی هستند:

• جمع منابع، یک‌میلیون و ۱۹۴ هزار میلیارد تومان و بودجه عمومی ۴۲۴ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شده است.

• در سال ۹۶ رشد اقتصادی حدود ۳.۷ درصد و نرخ تورم حدود ۱۱.۲ درصد خواهد بود که مبنای محاسبات درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها قرار گرفته است. برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد که حداکثر منابع عمومی در دسترس در سال ۹۷ حدود ۳۲۵ هزار میلیارد تومان است. از دیگر سو اعتبارات هزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر سال ۹۷ حدود ۲۸۰ هزار میلیارد تومان است.

• این ارقام حکایت از آن دارد که حداکثر منابع موجود برای تصمیم‌گیری‌های بودجه‌ای در بودجه سال ۹۷، حدود ۴۵ هزار میلیارد تومان خواهد بود. به‌عبارت‌دیگر، حداکثر منابعی که می‌توان صرف تأمین بار مالی تصمیم‌هایی از قبیل افزایش حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان، بازپرداخت بدهی‌های دولت و اجرای طرح‌های عمرانی کرد، از محل این ۴۵ هزار میلیارد تومان خواهد بود.

• میزان بودجه اختصاص‌یافته برای پرداخت یارانه‌ها در سال گذشته، ۴۲۰ میلیارد ریال ایرانی، بود، اما این رقم در بودجه سال آینده به ۲۳۰ میلیارد ریال کاهش داشته است؛ با این توجیه که قرار است بیست میلیون ایرانی از لیست دریافت‌کنندگان یارانه حذف شوند؛ هرچند که چگونگی شناسایی نیازمندان هنوز مشخص نشده است.

• طبق لایحه بودجه پیشنهادی دولت روحانی، حجم بودجه سال ۱۳۹۷ با رشدی حدود ۱۰ درصد نسبت به سال ۱۳۹۶ به مبلغ ۱۱,۹۴۹,۳۵۴,۶۷۴ میلیون ریال (حدود ۱۱۹۵ هزار میلیارد تومان) رسیده است.

• در سال ۹۷ درآمد دولت از فروش نفت و فرآورده‌های نفتی ۱۰۱ هزار میلیارد تومان (۱,۰۱۰,۱۱۴,۴۰۵ میلیون ریال) برآورد شده که حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان کمتر از درآمد نفتی سال ۹۶ است.

• به گفته برخی کارشناسان این کاهش برآورد ناشی از کاهش فروش دولت طی ماه‌های ابتدایی سال بوده است. بااین‌حال پایین آمدن رقم درآمد نفتی در بودجه سال آینده می‌تواند نویدبخش کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی باشد.

• بنا به برآوردهای دولت آقای روحانی، درآمدهای مالیاتی دولت در سال ۱۳۹۷ بالغ‌بر ۱۲۸ هزار میلیارد تومان (۱,۲۸۷,۱۹۰,۰۰۱ میلیون ریال) خواهد بود. این مبلغ که ۳۱ درصد منابع بودجه عمومی دولت را تأمین می‌کند، بر اساس برآوردهای مرکز پژوهش‌های مجلس و بر اساس بودجه پیشنهادی، دولت در سال ۹۷ با ۴۳ هزار میلیارد تومان کسری بودجه مواجه خواهد شد.

نکته اول اینکه این عددها و دیگر موارد مشابهی که در لایحه قید شده‌اند، یک «زبان» هستند که آن را کارشناسان امر درک خواهند کرد. پس توان تحلیل چنین زبانی، برای عموم، خارج از منطق است. طبیعی است که ما همیشه سراغ کارشناس مورد اعتماد خود می‌رویم. مثلاً برای درمان، هرچند همه پزشکان، متخصص باشند، سراغ پزشکی می‌رویم که در تحلیل ما، حاذق و توانا است. یا در حوزه احکام دینی و برای تقلید، سراغ فقیهی می‌رویم که در زمان ما اصلح محسوب می‌شود.

این مراجعه به متخصص، در تمام امور ما جاری است. در حوزه اقتصاد و حتی سیاست هم نیاز هست که سراغ کارشناسان برویم. از این بحث قصد استنتاج این نکته را داریم که حواسمان به کلام، منطق و قدرت تحلیل کسانی که در حوزه بودجه سخنوری می‌کنند باشد. با چه روشی استدلال می‌کنند؟ آیا این فردِ سخنران یا این نویسنده، اصلاً از این اعداد و ارقام سر در می‌آورد یا به‌اندازه کافی به آن‌ها مسلط است؟

به‌این‌ترتیب می‌توانیم از تحلیل‌های تقلیدوار که فقط اهداف جناحی و سیاسی دارند، به‌خوبی دوری کنیم. واقعیت این است که شکست‌خوردگان سیاسی در این سال‌ها با از دست دادن اکثر مناصبِ انتخابی، در جایی کمین کرده‌اند و گاهی با دستاویز کردن بودجه، عقده‌گشایی هم می‌کنند. لازم است تفاوت آن‌ها را با منتقدین دلسوز تشخیص دهیم و معیارِ «میزان تسلط» سنگ محک خوبی برای این تشخیص است.

وقت و موعد

دیگر کار بزرگ روحانی در زمینه بودجه، تحویل به‌موقع و قانونمند آن به مجلس است. یادمان نرفته که در زمان دولت مهرورزان و معجزه هزاره سوم، همیشه بودجه دیر به مجلس می‌رسید و همیشه در زمان بررسی آن تعجیل وجود داشت. طوری که حتی چند بار احتیاج به تهیه متمم بودجه شد و حتی ماه‌های ابتدای سال، هنوز بودجه سال جدید به تصویب نمی‌رسید. فارغ از اینکه در این مسئله چه تعمد و یا سهوی وجود داشته، نفس قانونمندی و نظم، فرصت بسیاری مهمی است.

مجلس شورای اسلامی، در تمام این ۶ دورهای که حسن روحانی، در فرصت مقرر و قانونی، لایحه بودجه را تقدیم مجلس کرده است، فرصت کافی برای تحلیل، بررسی، نقد، تعدیل و اصلاح لایحه را داشت. احترام قوه مجریه به قوه مقننه و الزام در رعایت قانون، نکته مهم دیگری است که نباید از آن غافل باشیم.

جمع‌بندی

به‌عنوان یک کشور درحال‌توسعه یا به تعبیر قدیمی‌تر، جهان سوم، نیاز داریم به‌صورت تدریجی به اهداف برسیم. اهداف مربوط به توسعه، اصلاح ساختار، مردم‌سالاری و …

این مسئله «محرم دانستن مردم» اتفاق بزرگی است که دولت دوازدهم در سایه جسارتی عظیم، به آن دست یافت. امروز ما باید بدانیم که هم توان نقد و اجازه نقد دولت را به‌راحتی داریم و خود دولت این زمینه را فراهم کرد و هم میدانیم که سطح توقعات و خواسته‌ها را با توجه به چه زمینه‌ای مدیریت کنیم.

جریانی که از رئیس‌جمهور توقع معجزه‌گری دارد و متأسفانه با تبلیغ عدم شرکت در انتخابات، به دنبال ایجاد «توهم توطئه» در ذهن مردم است و تمام تحلیلش از مسائل سیاسی این است که «روحانی هم از خودشان است»، تفکر سطحی و تا اندازه‌ای مضحک محسوب می‌شود. این جریان که در فضاهای مجازی هم تلاش می‌کنند بگویند «روحانی هم کاری نکرد» هیچ‌وقت پاسخ مناسبی برای این پرسش ندارند که «رئیس‌جمهور باید چه کاری بکند؟» و با این روند خودخواهانه و با این حجم ناآگاهی و احساس‌گرایی، به دست خود، سرنوشتشان را تقدیم کسانی می‌کنند که با آن، به نفع قدرت و منفعت خودشان بازی کنند. عدم شرکت در انتخابات یعنی پیروزی همیشگی اقلیت! یعنی کسانی انتخاب می‌شوند که هیچ‌کدام قبولشان نداریم. همان‌طور که در چند انتخابات مختلف، این اتفاق افتاد و رأی آوردند و سال‌ها مهم‌ترین تصمیم‌ها را برای ما گرفتند، درحالی‌که قبولشان نداشتیم!

باید از خود بپرسیم از رئیس‌جمهور چه توقعی داریم؟ ما در جریان حمایت از روحانی، توقع اصلاح رویکرد داشتیم و حرکت به سمت تأمین نیازهای اساسی جامعه، از قبیل شفاف‌سازی، توسعه سیاسی و اقتصادی، حرکت به سمت اقتصاد بدون نفت و …

روحانی را نقد می‌کنیم و این هم موهبتی است از دوران او، اما در کل می‌بینیم که این رویکرد توسط روحانی محقق شده، پس ضمن نقد، حمایت می‌کنیم و این مسیر را با هم تا زمان نزدیک شدن به تحقق خواسته‌ها، پیش خواهیم برد.

به قول مصطفی داننده، تحلیلگر عصر ایران: روحانی کشور را بعد از ۸ سال شبیه یک کشور جنگ‌زده تحویل گرفت! این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ ۸ ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت‌تر می‌دانست.

نقد می‌کنیم، اصلاً به روحانی رأی دادیم که بتوانیم نقد کنیم، اما درعین‌حال تا آخر مسیر همراه خواهیم ماند.

منتشر شده در نشریه ستاره شرق – شماره ۹۶

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme