کد مطلب: 13712
لینک کوتاه: http://www.sabzevarian.com/?p=13712

نقش رسانه‌های محلی در پیشرفت

علی نورآبادی

تیتر کاملاً گویاست بنابراین بدون هیچ حاشیه و مقدمه‌ای به اصل مطلب بپردازیم:

۱ – داشتن رسانه‌ها و نشریات محلی یک ضرورت است. فکر نمی‌کنم کسی در این گزاره تردیدی داشته باشد و شرح و استدلال درباره آن توضیح واضحات است. تا ده سال پیش که رسانه‌های به نشریات مکتوب،‌ محدود می‌شد و راه‌اندازی یک نشریه مکتوب بسیار پرهزینه بود و به‌اصطلاح هر کسی از پسش برنمی‌آمد اما خوشبختانه با ظهور و گسترش خیره‌کننده فضای مجازی و رسانه‌های نو داشتن رسانه‌های محلی و بومی کار بسیار ساده‌ای شده است؛ بنابراین دیگر هیچ توجیه و بهانه‌ای برای نداشتن رسانه‌های شهرستانی وجود ندارد. داشتن رسانه‌های محلی و شهرستانی نه‌تنها یک ضرورت انکارناپذیر است بلکه تکثر رسانه‌های محلی هم ضرورت دیگری است. اساساً با گسترش شبکه‌های اجتماعی، ما از عصر رسانه‌های محلی هم عبور کردیم و اکنون در زمین رسانه‌های شخصی می‌تازیم. اکنون هر کسی در هر محلی می‌تواند به‌راحتی با ایجاد یک گروه یا کانال،‌ رسانه‌ای راه‌اندازی کند؛ به همین راحتی. مگر شاهد نیستیم که هم‌اکنون حتی یک گروه یا کانال تلگرامی از بسیاری از رسانه‌های عریض و طویل و پرهزینه و رسمی، پرقدرت‌تر و تأثیرگذارتر است؛ بنابراین در جهان امروز، زندگی و کار بدون رسانه امکان‌پذیر نیست.

۲ – «رسانه‌ها و نشریات محلی» همان‌طور که از اسمشان پیداست باید «محلی» باشند و «بومی» بمانند. «محلی» بودن و ماندن یعنی بومی بیندیشند و بومی ببینند. محلی بودن یعنی پرداختن به مسائل، مشکلات و چالش‌های محلی و منطقه‌ای. همه هم‌وغم و اولویت رسانه‌های محلی باید مسائل منطقه‌ای و بومی باشد. کم نیستند رسانه‌هایی که اندکی پس از شروع کارشان به دلایل مختلف از این مهم غافل می‌شوند. ازجمله دلایل این مسئله، جوگیر شدن این رسانه‌هاست. مثلاً مسئله مهمی در کشور رخ می‌دهد و چون همه رسانه‌های سراسری و کشوری به آن می‌پردازند رسانه‌های محلی هم تحت‌فشار قرار گرفته یا جوگیر می‌شوند و آن‌ها هم به آن مسئله می‌پردازند. ازاین‌گونه مسائل در کشور کم نداریم و هر روز یک‌چیز تیتر رسانه‌هاست. روشن است که به یک مسئله ملی می‌شود از نگاه محلی و منطقه‌ای پرداخت اما نشریات محلی نباید گرفتار وسوسه‌های اغواکننده پرداختن به مسائل غیربومی و غیر مرتبط شوند. علتش هم روشن است؛ وقتی رسانه‌های سراسری و ملی به مسئله‌ای می‌پردازند دیگر جایی برای پرداختن به آن مسئله در رسانه‌های محلی که هم‌سطح مطالبشان محدودتر است و شمارگان کمتری دارند،‌ نیست. وقتی رسانه‌های محلی به مسائل غیربومی و غیر مرتبط می‌پردازند به‌مرور در رسانه‌های سراسری هضم خواهند شد و مخاطب خاص خود را از دست خواهند داد. چون مخاطبان محلی به خاطر آگاهی از مسائل منطقه و زیست‌بوم خودشان به رسانه‌های محلی مراجعه می‌کنند نه به خاطر آگاهی از مسائل سراسری و غیر مرتبط؛ بنابراین هویت و تشخص رسانه‌های محلی به «محلی» بودن آن‌هاست و نباید با وسوسه‌های مختلف که کم هم نیستند هویت خودشان را از دست بدهند. «محلی» بودن و «بومی» ماندن باید افتخار و شعار نشریات محلی و شهرستانی باشد.

۳ – رسانه‌ها و نشریات محلی معمولاً با عشق و علاقه شخصی یا گروهی راه‌اندازی می‌شوند و به‌صورت تجربی کار می‌کنند. عشق و علاقه برای شروع، لازم و بسیار خوب است و تجربی کار کردن هم برای آغاز راه پذیرفته است اما برای ادامه مسیر کافی نیست. هر کاری به‌ویژه فعالیت‌های فرهنگی و هنری – ازجمله کار رسانه‌ای- تنها در صورت استمرار داشتن مؤثر خواهد بود. تأثیرگذاری کار فرهنگی در استمرار آن است؛ و مهم‌ترین عامل در استمرار کار فرهنگی،‌ هنری و رسانه‌ای حرفه‌ای شدن آن است. رسانه‌های محلی به‌صورت تجربی کارشان را آغاز می‌کنند اما باید اندک‌اندک به سمت حرفه‌ای شدن در همه زمینه‌ها – شکل، محتوا،‌ نحوه کار کردن، نیروها و غیره- حرکت کنند. رشد و ارتقاء باید در رسانه‌های محلی مشهود باشد و امسال از سال گذشته بهتر شوند. تنها راز بقا برای رسانه‌های محلی،‌ حرفه‌ای شدن آن‌هاست. اگر رسانه‌های محلی یا فعالیت‌های فرهنگی،‌ حرفه‌ای نشوند محکوم به شکست هستند و بعد از چند ماه یا حتی یکی دو سال تعطیل می‌شوند. ساده‌تر بخواهیم بگویم، «هیئتی کار کردن» دیگر جواب نمی‌دهد؛ آن‌هم در عصری که نه تکثر بلکه انفجار اطلاعات و رسانه‌هاست. اگر فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌های محلی به سمت حرفه‌ای شدن حرکت نکنند هم انگیزه اولیه را از دست خواهند داد و هم مخاطبشان را؛ که نتیجه آن تعطیلی رسانه یا آن فعالیت است.

۴ – رسانه‌های محلی،‌ بهترین فرصت برای تمرین و تجربه‌آموزی نیروهای بومی هستند. نیروهای مستعد شهرستان‌ها معمولاً دسترسی به نهادها و رسانه‌های سراسری ندارند و رسانه‌های کشوری هم هیچ‌گاه نیروهای بی‌تجربه و کارنکرده را نمی‌پذیرند. این نیروها کجا باید آموزش ببینند و رشد کنند؟ هیچ فرصت بهتری غیر از رسانه‌های محلی برای آموزش، رشد و تربیت نیروهای شهرستانی و بومی نیست. همچنان که نشریات و فعالیت‌های دانشجویی، فرصت و محلی برای تمرین و تجربه‌آموزی دانشجویان است، رسانه‌های محلی نیز باید محل تربیت خبرنگاران و نیروهای مستعد و علاقه‌مند شهرستانی باشد. رشد و تربیت نیروهای شهرستانی فواید بسیاری دارد از جمله این‌که این نیروها بعد از چند سال می‌توانند تیم حرفه‌ای و کارآمدی برای خود رسانه‌ها و نشریات محلی تشکیل دهند. اگر رسانه‌های محلی ناگزیر از حرفه‌ای شدن هستند – که در بالا بدان اشاره شد- باید به تربیت نیرو بپردازند و تیم حرفه‌ای تشکیل دهند. تیم حرفه‌ای آمدنی نیست ساختنی است. تیم حرفه‌ای از آسمان یا از جای دیگر نمی‌آید بلکه از همین نیروهایی که در رسانه‌های محلی کار می‌کنند، بیرون می‌آید. علاوه بر این رسانه‌های محلی می‌توانند صادرکننده نیروهای شهرستانی به رسانه‌های سراسری و مراکز کشوری باشند. صدور نیروهای حرفه‌ای شهرستانی به رسانه‌های کشوری، نقش مهمی در طرح مسائل، چالش‌ها و ظرفیت‌های آن شهرستان و منطقه در سطح ملی خواهند داشت. روشن است که همه این‌ها به رشد و پیشرفت منطقه و شهرستان منجر خواهد شد.

۵ – رسانه‌های محلی به‌شدت باید از سیاسی شدن و حاشیه‌ها دوری کنند. فضای عمومی کشور ما به‌اندازه کافی -حتی بیشتر از اندازه کافی- سیاست زده و آلوده به حاشیه‌ها هست و این زهر هر روز به شیوه‌های مختلف به جامعه و مردم تزریق می‌شود، بنابراین نیازی نیست که رسانه‌های محلی نیز به این حاشیه‌ها دامن بزنند و یا حاشیه‌های تازه‌ای درست کنند. حاشیه‌ها البته بسیار فریبنده‌اند. حاشیه‌ها برای آدم‌های کم‌تجربه و تازه‌کار به دلایل مختلف جذاب‌اند چون موجب شهرت، جذب مخاطب و گاه دستیابی به مناصبی می‌شوند اما همه این‌ها زودگذر هستند. حاشیه‌ها موجب اسم درکردن می‌شوند اما پوچ و بیهوده‌اند. به‌هرحال حاشیه‌ها زمین لغزنده‌ای هستند که اگر رسانه‌های محلی وارد آن شوند هم خودشان زمین خواهند خورد و هم شهرستان را زمین‌گیر خواهند کرد. چون فضا و محیط شهرستان‌ها و مناطق محدودترند کمترین حاشیه‌ای موجب شلوغی و التهاب آفرینی می‌شود. روشن است که در فضای ملتهب و مضطرب، هیچ کار جدی و مؤثری انجام نخواهد شد. از همین‌جاست که اگر رسانه‌های محلی گرفتار حاشیه‌ها شوند به رونق و پیشرفت شهرستان ضربه می‌زنند. در سه چهار دهه گذشته قطعاً یکی از مهم‌ترین عوامل عقب‌ماندگی شهرستان و مناطق مختلف کشور همین سیاست زدگی‌ها و حاشیه‌سازی‌های بیهوده و پوچ بوده است. همه ما بارها تلخی این حاشیه‌سازی‌ها را در دهه‌های گذشته چشیده‌ایم، بنابراین سیاست زدگی و حاشیه پردازی رسانه‌های محلی -آن‌هم در فضای بی دروپیکر رسانه‌ای امروز که تقریباً غیرقابل‌کنترل است- قطعاً عقب‌گرد خسارت باری برای شهرستان و منطقه خواهد بود. آیا هنوز از تجربیات تلخ سیاست زدگی‌ها و حاشیه‌سازی‌ها در چهار دهه گذشته عبرت نگرفتیم و باز هم می‌خواهیم آن‌ها را تکرار کنیم؟ و آیا می‌خواهیم باز هم از این سوراخ گزیده شویم؟ از همه این‌ها که بگذریم شهرستان‌ها و مناطق مختلف در کشور آن‌قدر مسائل و مشکلات و ظرفیت‌های مختلف دارند که اگر رسانه‌های محلی بخواهند واقعاً کار کنند فرصتی برای پرداختن به حاشیه‌ها نخواهند داشت. کمترین خسارت جبران‌ناپذیر سیاست زدگی و حاشیه‌سازی‌ها آن است که فرصت، انرژی و توانی را که باید صرف رونق و پیشرفت شهرستان شود در زمین سنگلاخی حاشیه‌های پوچ و بی‌حاصل هدر می‌رود.

۶ – بررسی، تحلیل و نقد از لوازم و ضروریات پیشرفت است. رسانه‌های محلی باید مسائل،‌ مشکلات و برنامه‌های شهرستان و منطقه خودشان را تحلیل و نقد کنند. البته که نقد باید منطقی، مستدل و منصفانه باشد نه تخریب‌کننده؛ و مانند همه‌جا اخلاق، قانون و انصاف، خط قرمز رسانه‌های محلی برای نقد کردن است. نقد باید دلسوزانه باشد نه مچ‌گیرانه. مسئولان و مدیران شهرستانی هم باید از تحلیل‌ها و نقدها استقبال کنند چون هیچ‌کس از نقد بی‌نیاز نیست. نقد سیاست‌ها و برنامه‌ها در واقع نوعی عمل پیشگیرانه برای جلوگیری از خطاها و اشتباهات است. تحلیل‌ها و نقدها، خطاهای سیاست‌ها و برنامه‌ها را قبل از اجرای آن‌ها اصلاح خواهد کرد. روشن است که جلوگیری یا اصلاح برنامه‌ها بعد از اجرایی شدن آن‌ها بسیار سخت‌تر، هزینه برتر و آسیب‌زننده‌تر خواهد بود. رسانه‌های قوی و دلسوز بهترین حامی، همکار و مشاور مسئولان و مدیران هستند. رسانه‌ها بهترین کانال ارتباطی مسئولان با مردم و کارشناسان هستند. اگر رسانه‌ها نباشند ارتباط مسئولان و جامعه قطع خواهد شد؛ بنابراین رابطه رسانه‌های محلی با مسئولان باید تعاملی، همکاری و وحدت‌آفرینی باشد.

 طرح، پیگیری و به نتیجه رساندن مطالبات مردمی ازجمله رسالت‌های اصلی رسانه است و این مهم جز از طریق رسانه‌های محلی امکان‌پذیر نیست. اگر هدف مسئولان و رسانه‌ها رونق و پیشرفت است که هر دو ادعای آن را دارند، تعامل و همکاری برای پیشرفت شهرستان و منطقه نه‌تنها دست‌یافتنی بلکه بسیار راحت و ساده است. رسانه‌های محلی و مسئولان و نهادهای رسمی هیچ پدرکشتگی با هم ندارند که مدام در جنگ و جدال بی‌حاصل با یکدیگر باشند. بدیهی است اما در پایان باید تأکید کنیم که تحلیل و نقد با حاشیه‌سازی و جنجال کاملاً متفاوت است. همه ما به‌ویژه کسانی که نقد یا حاشیه‌سازی می‌کنند، تفاوت نقد و حاشیه‌سازی را به‌خوبی می‌دانیم و نیاز به توضیح اضافی نیست. به‌هرحال رسانه‌های محلی حتی اگر در یک یا چند مورد در تحلیل‌ها و نقدهایشان بی‌اخلاقی یا بی‌انصافی کنند و یا از زبان تندوتیز استفاده کنند، در ۱۰ مورد به یاری مسئولان و نهادها می‌آیند.

۷ – خیلی خیلی سخت است اما رسانه‌های محلی هم مانند دیگر رسانه‌ها تا جایی که برایشان ممکن است و می‌توانند باید استقلال خود را حفظ کنند به‌ویژه استقلال مالی و کاری خود را. رسانه‌های محلی اندک‌اندک باید به سمت استقلال حرکت کنند. هیچ رسانه‌ای ازجمله رسانه‌های محلی تا مستقل نباشند نمی‌توانند حرف بزنند. رسانه‌ها برای این‌که بتوانند بدون لکنت زبان حرف بزنند و نقد کنند باید مستقل باشند. این مسئله به دلایل مختلف درباره رسانه‌های محلی صادق‌تر است ازجمله این‌که چون فضای شهرستان‌ها محدودتر است نقد نیز سخت‌تر است. شهرستان‌ها به‌اندازه مرکز، زیر ذره‌بین رسانه‌های سراسری نیستند بنابراین رسانه‌های محلی باید این وظیفه را انجام دهند. رسانه‌های محلی باید مستقل باشند تا بدون لکنت نقد کنند. این اصل کلی و مهم را نباید فراموش کرد که نقد و شفاف‌سازی، بهترین راه پیشگیری از خطاها و فسادهاست. اگر امروز شفاف‌سازی نکنیم فردا باید افشاگری کنیم. البته نباید فراموش کرد که حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌های محلی جزو وظایف ذاتی و قانونی مسئولان و نهادهای دولتی و رسمی است اما اگر حمایت نمی‌کنند دست‌کم مانع ایجاد نکنند. رسانه‌ها فرصت هستند نه تهدید. هنر مسئولان، تعطیلی، بی‌مهری و تهدید رسانه‌ها نیست بلکه هنر آن است که از این فرصت‌ها برای حل مسائل و پیشرفت شهرستان و منطقه استفاده کنند. مسئولان و نهادها به‌جای تهدید و ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها کمی آستانه تحمل خود را بالاتر ببرند و بعد هم تلاش بیشتری برای رفع مشکلات و برطرف کردن ضعف‌هایشان بکنند.

۸ – رسانه‌های محلی باید تریبون و بلندگوی متخصصان، نخبگان، دانشگاهیان، دانشجویان، اصحاب فرهنگ و هنر و در یک کلمه همه دلسوزانی باشند که قلبشان برای شهر و منطقه خودشان می‌تپد. اگر مسئله یا چالشی هست چه کسی بهتر از این افراد می‌توانند آن مسئله و چالش را بررسی، تحلیل و برای حل آن چاره‌اندیشی کنند؟ همچنین شهرستان‌ها و مناطق علاوه بر مسائل و مشکلات، ظرفیت‌های و استعدادهای زیادی هم در زمینه‌های مختلف علمی، اقتصادی، فرهنگی، گردشگری دارند. ازجمله اولویت‌های رسانه‌های محلی باید شناسایی، معرفی و فعال‌سازی ظرفیت‌ها و استعدادهای کم‌نظیر شهرستان‌ها و مناطق باشد. هیچ خدمتی بالاتر از معرفی و فعال‌سازی ظرفیت‌های فراموش‌شده شهرستان‌ها و مناطق نیست چون فعال‌سازی این ظرفیت‌ها و استعدادها خدمت بزرگی به رونق و پیشرفت آن شهرستان است. رسانه‌ها و نشریات محلی باید ظرفیت‌ها و استعدادهای شهرستان‌ها و مناطق را در سطح ملی مطرح کنند نه این‌که مسائل سراسری و غیر مرتبط را که در همه رسانه‌ها بدان پرداخته می‌شود دوباره و چندباره غرغره کنند. رسانه‌های محلی باید ویترین شهرستان و منطقه باشند در نمایش ظرفیت‌ها،‌ فرصت‌ها و استعدادهای آن شهر و منطقه. رسانه‌های محلی با شناسایی و فعال‌سازی ظرفیت‌ها و استعدادها برای پیشرفت شهرستان فرصت سازی می‌کنند.

۹ – یکی از بارزترین و عمیق‌ترین بی‌عدالتی‌های کشور ما «بی‌عدالتی رسانه‌ای» است. اگر از موارد خاص و استثنایی بگذریم، متأسفانه روستاها و شهرستان‌ها در رسانه‌های ملی و کشوری غایب‌اند. این نابرابری در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی مشهود است. هرچند در چند سال اخیر با ظهور فضای مجازی و رسانه‌های جدید این بی‌عدالتی‌ها کمتر شده است و به‌عبارت‌دیگر یکی از مزایای بزرگ رسانه‌های مجازی، کاهش فاصله مرکز و شهرستان‌هاست و این مسئله به عدالت کمک می‌کند؛ اما رسانه‌های مجازی هیچ‌وقت نمی‌توانند جای رسانه‌های محلی و رسمی را بگیرند. رسانه‌های محلی هستند که می‌توانند این بی‌عدالتی‌های رسانه‌ای و غفلت‌ها را جبران کنند.

۱۰ – متأسفانه درباره بسیاری از روستاها، شهرستان‌ها و مناطق تقریباً هیچ محتوای قابل‌اعتنایی نداریم. حتی بالاترین و رسمی‌ترین نهادها و سازمان‌ها نیز اطلاعات دقیق و بدرد بخوری درباره حوزه‌های مربوط به خودشان ندارند. اندک اطلاعاتی هم که در این نهادها وجود دارد معمولاً ناقص، غیردقیق و تاریخ گذشته است. رسانه‌های محلی بهترین جا برای «تولید محتوا» درباره شهرستان و منطقه خودشان هستند. اساساً یکی از مهم‌ترین وظایف و اولویت‌های رسانه‌های محلی باید «تولید محتوا» باشد. تولید محتوا با همایش‌ها و نشست‌های معمولاً تکراری و کم محتوا اتفاق نمی‌افتد رسانه‌های محلی هستند که می‌توانند به‌مرورزمان درباره شهرستان یا منطقه خودشان محتوای قابل‌اعتنایی تولید کنند. درباره شهرستان‌ها و مناطق، محتوای آماده‌ای در جایی نداریم محتواها را رسانه‌ها و خبرنگاران محلی باید تولید کنند. پیگیری، پیگیری، پیگیری؛ کار، کار، کار و تولید، تولید و تولید باید شعار و برنامه همیشگی رسانه‌های محلی باشد.

۱۱ – خلاصه، صدای روستاها و شهرستان‌ها معمولاً به مسئولان و مدیران بالاتر نمی‌رسد؛ صدای روستاها و شهرستان‌ها در بسیاری از موارد تا مرکز استان هم نمی‌رسد تا چه برسد به مرکز. مرکزنشین‌ها هم کمتر به روستاها و شهرستان‌ها می‌روند تا این مناطق را از نزدیک ببینند. رسانه‌های محلی، باید چشم بینا، گوش شنوا و زبان گویای شهر و منطقه خودشان باشند. روستاها و شهرستان‌ها دیدنی‌ها،‌ شنیدنی‌ها و گفتنی‌های بسیار دارند؛ این رسانه‌های محلی هستند که باید روستاها و شهرستان‌ها را برای دیگران دیدنی، شنیدنی و گفتنی کنند.

منتشر شده در نشریه ستاره شرق – شماره ۹۵

عضویت در کانال تلگرام سبزواریان

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme