کد خبر : 32290
دیدگاه‌ها برای پلاک‌های سرخ بسته هستند
تاریخ انتشار : جمعه 14 بهمن 1401 - 11:49
-

پلاک‌های سرخ

یک مشکل، اینقدر آشکار، اینقدر غیر قانونی! اینقدر مورد تفاهم! حل که نمی‌شود هیچ، بلکه قباحتش هم از بین می‌رود

دوستی، وسط یک بحث از من که مدعی بودم بسیاری از مشکلاتِ فعلی، به این راحتی حل نمی‌شوند و نیازمند تصمیم‌های سخت هستند، پرسید که: مگر قبول نداری آدم‌های دلسوز هم در میان مسئولان زیاد هستند؟ گفتم قبول دارم. گفت: پس چرا به سمت حل مشکلات پیش نمی‌رویم؟

یک لحظه نفس عمیقی کشیدم، چون حس کردم باید بحث مفصلی را برای این بنده خدا باز کنم، اما منتظر بودیم کنارِ خیابانی سرد و فرصتی هم نبود. همان لحظه یک خودروی پلاک قرمز جلوی پایمان ترمز زد و تعارف زد برساندمان. آشنا بود و پاسخ دادم منتظر یکی از دوستان هستیم، بعد از خوش‌وبشی کوتاه، مسیرش را ادامه داد.

پلاکِ قرمز، خودروی اداری و معضلی که چند ماه بلکه چند سال است دارم در موردش می‌نویسم و حتی قدمی به سمت حل شدن (حتی در یک وسعت کوچک) پیش نرفته، راهِ‌حلی بود تا در فرصتی کوتاه برای این دوست، شرح دهم چرا مشکلات حل نمی‌شوند! گفتم: ببین! مشتی نمونۀ خروار! من و بسیاری خبرنگاران، چند سال قبل فهمیدیم که خودروهای اداری گاهی در کارِ شخصی استفاده می‌شوند، گاهی حتی خودرو اداری نیست و آن اداره با اجاره کردن یک خودرو شخصی و حقوق دادن به یک راننده، فضایی فراهم می‌کند که یک مسئول حتی فرزندش را با خرج بیت‌المال از مدرسه برگرداند یا حتی خرید عصر همسرش با این خودروها انجام گیرد که گاهی پلاکشان هم دولتی نیست!

ما سال‌هاست مطلب نوشته‌ایم، داد زده‌ایم، دادگاه رفته‌ایم توبیخ شده‌ایم تا به مسئولان ناظر بفهمانیم که چنین سواستفاده‌هایی دارد انجام می‌گیرد! حتی تصویر منتشر کردیم که فلان کارمند با خودروی اداری، فرزند و خانواده‌اش را رسانده سوپرمارکت تا پفک بخرند! هر مسئولی هم می‌بینیم در جلسات با ما همراه است! همه «اذعان» دارند که استفاده از خودروی اداری بدون برگۀ مأموریت تخلف است، چه برسد به اینکه برای کار شخصی مورد استفاده قرار گیرد!

از طرف دیگر، طبق قانون مدیران ادارات به خصوص فرمانداران و بخشداران، باید در محل کار خود سکونت داشته باشند، اما در مواردی نه تنها سکونت ندارند که رفت و آمدشان به آن شهر کوچک یا روستا را نیز با خودرو اداری و گاهی رانندۀ اداری انجام می‌دهند!

گفتم: دوست عزیز! همین یکی را مشت نمونۀ خروار در ذهنم بگیر! یک مشکل، اینقدر آشکار، اینقدر غیر قانونی! اینقدر مورد تفاهم! حل که نمی‌شود هیچ، بلکه قباحتش هم از بین می‌رود و به ما می‌گویند: این چیزها عادی است! پی نگیرید! به نظر تو یعنی داخل این همه جلسه و شورای فلان و بهمان، یک نفر آدم نیست که قدرت نظارت و اجرایی داشته باشد و فریاد بزند که: جلوی این سوءاستفاده از بیت‌المال را بگیرید؟ حتماً هست، اما …

خلاصه که روزگار غریبی است نازنین! دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی فرماندار، بخشدار، شورای شهر، شهردار، مدیر و معاون، نه تنها سکونت ندارد که با خودروی اداری و رانندۀ اداری می‌رود و می‌آید!

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.